أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
605
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
به دنبال آن شهر را تخليه كرده و آن را آتش زدند ، به طورى كه چيزى از آن نماند . « 1 » و اين چنين مسلمانان بر ضد يكديگر به نام دين ، قساوت به خرج مىدهند و طايفهاى به طايفهء ديگر كه با آنان از در مخالفت در مىآيد يا دشمنى مىورزد يا آنان را تضعيف مىكند ، رحم نمىكند ، در حالى كه اگر تعاليم درست دينشان را فرا مىگرفتند مىديدند كه رفق و مداراى دينشان بيش از آن است كه تصوّر مىكنند . ابراهيم پاشا بسيارى از آل سعود و آل شيخ را دستگير كرد و با خانوادههايشان به مصر برد به طورى كه زمانى طولانى تحت حفاظت بودند . در اين وقت ، ابراهيم پاشا چندين ماه در اطراف درعيه ماند تا اوضاع را بسامان كرده ، سپس به حجاز برگشت و تا پايان سال 1234 در آنجا ماند و آنگاه به مصر بازگشت . بدين ترتيب بار ديگر حكومت حجاز و نجد به عثمانىها بازگشت . محمدعلى پاشا حق نظارت بر آنجا را به دست آورد و ابراهيم پاشا لقب « والى مكه » را گرفت كه تا آنجا كه مىدانيم امارت شَرَف « 2 » بر آن بود نه امارت واقعى و مستقيم . آشفتگى در مكه اوضاع براى چند سال در مكه آرام بود تا آن بار ديگر اضطراب ميان خاندانهاى اشراف آغاز گرديد . بسا اضطراب ، اين بار ناشى از توزيع قدرت ميان امير بلاد و اشخاص ديگر بود كه موقعيت رسمى آنان نوعى نفوذ را براى آنان فراهم مىكرد . پيش از اين در بارهء ترتيبات جديد محمدعلى پاشا كه به حكم اشرافى كه بر امور حجاز از سوى عثمانىها دريافت كرد ، و درست نموده بود ، سخن گفتيم . كه وى يك فرماندهى جديد درست كرده و سپس مسؤوليت محافظت را به وى سپرده بود تا امنيت را تأمين كند . بدين ترتيب نفوذى براى او درست كرده بود كه اگر نگوييم بالاتر دست كم
--> ( 1 ) . همان ، ص 213 . مؤلف كتاب « ابراهيم پاشا » ( ص 40 ) مىنويسد : ابراهيم باشد از پانصد نفر از علماى درعيه خواست تا با علماى الازهر كه همراهش بودند مناظره كنند . اما سه روز مناظرهء آنان به جايى نرسيد . ( 2 ) . امارت اسمى . ( ج ) .